ارسال پاسخ  ارسال موضوع 
 
رتبه موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
زندگی نامه شاعران و ادیبان ایران زمین به زبان انگلیسی
مدیر آزمایشی بخش مترجمی زبان
***
 مدیر آزمایشی

وضعيت : آفلاین
ارسال‌ها: 1,132 _ تاریخ عضویت: ۲۹-۸-۱۳۹۱

: :
مدال های من
سپاس کرده: 3253
2764 بار سپاس شده در 1035 ارسال

حالت من: Ashegh


ارسال: #1
زندگی نامه شاعران و ادیبان ایران زمین به زبان انگلیسی
Biography of Hakim Abol Qasem Ferdowsi
Grandmaster unmatched, Hakim Abol Qasem Ferdowsi Tusi Hasan ibn Mansur, the great epic poem, and one of the world-famous poets and Persian literature and the stars in the sky Khshndh Nambrdar figures due to the greatness of the nation Ayranst Mrtbt place and, like other major Srgzsh Old legends and traditions are different in the mix.

Grandmaster unmatched, Hakim Abol Qasem Ferdowsi Tusi Hasan ibn Mansur, the great epic poem, and one of the world-famous poets and Persian literature and the stars in the sky Khshndh Nambrdar figures due to the greatness of the nation Ayranst Mrtbt place and, like other major Srgzsh Old legends and traditions are different in the mix. The villages of the village generator Bazh Tabran (or: Tbran) was Tous, which means there is his tomb, and it was about ten years 329-330 AH, the universe was born into a family of peasant class. So that"aristocracy of the land" were. Kakhhayy their lives in lands that had passed.destroyed.That is why in medieval Persian literature of the Mongols "farmer" means the Iranians and the "left" and "Greyhound" is also smoking. Ferdowsi to belong to this class of society, the history of his ancestors had Vsrgzsht, Iran, loved, loved to mention national pride. He owns Mknt rebellions and military prosodic Zya and Realty and I have four articles in the Diego Bazh "Shaukat had to earn all that was needed Zya of your likes."in this way will help. Nyndyshyd of misery, suffered thirty years, and, in any way, even in his death, continuing the work did not stop until all the splendor and glory and Jlalsh Shahnameh, the Persian Immortals, who wanted to be immortal, leaves "Apparently this order, even during or after the Shahnameh Abvmnsvry continued and another individual, such as news stories of Rostam, Rostam and Sohrab story, Dave Akvan stories, stories derived from the story of Bahram Gur, in order to separate it. But these stories do not specify the date of order, and only some of their history is fairly clear. Siavash stories like that about the year 387 AD. Rustam order to hunt with heroes and stories written in Afrasiab hunting began in 389. Order by Shahnameh: The order of the Shahnameh, the Shahnameh, the fact that in the year 346 AH Muhammad bin Abdul Abvmnsvr was the generalissimo of Khorasan, the exact sequence Sharst about the same.However, no specific section that was not the owner should spend some time in the search.said. This great work, contrary to what the biographer and the myth-makers have forged, to any one of the kings, and checks whether either Ghaznavi, but do not master the Sraft Tous nature, the industry did a great job and just at the beginning ofor "Hussein" Ben Qtybh, Zyrbal respected poet and worldly, even paying an annual tribute, his assistance, and another man named "Ali Dailami," the company said it Yavryha. But all of these great helper and friend, and local or regional Tabran Tous, and no one called King and King did not technology. The biographer who wrote a biography of Ferdowsi's Shahnameh order to encourage payment of Sultan Mahmoud.and efforts to regulate the appointment, and after thirteen or fourteen years, ten years ago in the 384 years of familiarity Badrbar Mahmoud Ghaznavi, it's finished. On the remaining copies of the Shahnameh are old.

A translation of the Fatah al-Ali Esfahani Bondar to about 620-624 of the Shahnameh was in Arabic, has 384 open by the end of the Shahnameh.

The above-stated date just months Sfndar

Since my head around Yazd

The referee called the Gar

Tuesday Z·hjrt Vhshtad and four hundred years

The version used here is getting shorter and Albndary was Mkhtsrtr.















استاد بزرگ بی بدیل ، حكیم ابوالقاسم منصور بن حسن فردوسی طوسی، حماسه سرای بزرگ ایران و یكی از شاعران مشهور عالم و ستاره در خشنده آسمان ادب فارسی و از مفاخر نامبردار ملت ایرانست كه به علت همین عظمت مقام و مرتبت ، سرگذش مانند دیگر بزرگان دنیای قدیم با افسانه و روایات مختلف در آمیخته است. مولد او قریه باژ از قراء ناحیه طابران (یا: طبران) طوس بود، یعنی همانجا كه امروز آرامگاه اوست، و او در آن دِه در حدود سال ۳۲۹ – ۳۳۰ هجری، در خانواده ای از طبقه دهقانان چشم به جهان هستی گشود.چنان كه می دانیم "دهقانان" یك طبقه از مالكان بودند كه در دوره ی ساسانیان (و چهار پنج قرن اول از عهد اسلامی) در ایران زندگی می كردند و یكی از طبقات اجتماعی فاصل میان طبقه كشاورزان و اشراف درجه اول را تشكیل می دادند و صاحب نوعی "اشرافیت ارضی" بودند . زندگانی آنان در كاخهایی كه در اراضی خود داشتند می گذشت . آنها به وسیله ی "روستاییان" از آن اراضی بهره برداری می نمودند و در جمع آوری مالیات اراضی با دولت ساسانی و سپس در عهد اسلام با دولت اسلام همكاری داشتند و حدودا تا زمان حمله مغول به تدریج بر اثر فتنه ها و آشوبها و تضییقات گوناگون از بین رفتند. اینان در حفظ نژاد و نسب و تاریخ و رعایت آداب و رسوم ملی، تعصب و سختگیری خاص می كردند و به همین سبب است كه هر وقت در دورهی اسلامی كسی را "دهقان نژاد" می دانستند مقصود صحت نژاد ایرانی او بود و نیز به همین دلیل است كه در متون فارسی قرون پیش از مغول "دهقان" به معنی ایرانی و مقابل "ترك" و "تازی" نیز استعمال می شده است .فردوسی به خاطر تعلق به این طبقه از جامعه، از تاریخ ایران وسرگذشت نیاكان خویش آگاهی داشت، به ایران عشق می ورزید، به ذكر افتخارات ملی علاقه داشت. وی از خاندانی صاحب مكنت و ضیاع و عقار بود و به قول نظامی عروضی صاحب چهار مقاله، در دیه باژ «شوكتی تمام داشت و به دخل آن ضیاع از امثال خود بی نیاز بود» . ولی این بی نیازی پایدار نماند ؛ زیرا او همه سودهای مادی خود را به كناری نهاد و وقتی تاریخ میهن خود و افتخارات گذشته آن را در خطر نیستی و فراموشی یافت زندگی خود را به احیاء تاریخ گذشته مصروف داشت و از بلاغت و فصاحت معجزه آسای خود در این راه یاری گرفت . از تهیدستی نیندیشید، سی سال رنج برد، و به هیچ روی، حتی در مرگ پسرش، از ادامه كار باز نایستاد، تا شاهنامه را با همه ی رونق و شكوه و جلالش، جاودانه برای ایرانی كه می خواست جاودان باشد، باقی می گذارد «كه رحمت بر آن تربت پاك باد»فردوسی ظاهراً در ابتدای قتل دقیقی (حدود ۳۶۷ ۳۶۹ ه) به نظم داستانهای منفردی از میان داستانهای قدیم ایرانی سرگرم بود، مثل داستان "بیژن و گرازان"، كه بعدها آنها را در شاهنامه ی خود گنجانید و گویا این كار را حتی در حین نظم شاهنامه ابومنصوری یا بعد از آن نیز ادامه می داد و داستانهای منفرد دیگری را مانند اخبار رستم، داستان رستم و سهراب، داستان اكوان دیو، داستانهای مأخوذ از سرگذشت بهرام گور، جداگانه به نظم در می آورد . اما تاریخ نظم این داستانها مشخص نیست و تنها بعضی از آنها دارای تاریخ نسبتا روشن و آشكاری است. مثل داستان سیاوش كه در حدود سال ۳۸۷ ه. سروده شده و نظم داستان نخجیر كردن رستم با پهلوانان در شكارگاه افراسیاب كه در ۳۸۹ شروع شد. آغاز نظم شاهنامه: اما نظم شاهنامه، یعنی شاهنامه ای كه در سال ۳۴۶ هجری به امر ابومنصور محمد بن عبدالرزاق سپهسالار خراسان فراهم آمده بود، دنباله ی اقدام دقیقی شاعرست در همین مورد. دقیقی بعد از سال ۳۶۵ كه سال جلوس نوح بن منصور سامانی بود، به امر او شروع به نظم شاهنامه ابومنصور كرد ولی هنوز بیش از هزار بیت آن را به نظم در نیاورده بود كه به دست بنده ای كشته شد. بعد از شهرت كار دقیقی در دهه ی دوم از نیمه ی دوم قرن چهارم و رسیدن آوازه ی آن و نسخه ای از نظم او به فردوسی، استاد طوس بر آن شد كه كار شاعر جوان دربار سامانی را به پایان برد. ولی مأخذی را كه دقیقی در دست داشت مالك نبود و می بایست چندی در جست و جوی آن بگذراند . بر حسب اتفاق یكی از دوستان او در این كار وی را یاری كرد و نسخه ای از شاهنامه منثور ابومنصوری را بدو داد و فردوسی از آن هنگام به نظم شاهنامه دست یازید، بدین قصد كه كتاب مدون و مرتبی از داستانها و تاریخ كهن ترتیب دهد. تاریخ این واقعه ، یعنی شروع به نظم شاهنامه ، صریحاً معلوم نیست ولی با استفاده از قرائن متعددی كه از شاهنامه مستفاد می گردد و با انطباق آنها بر وقایع تاریخی، می توان آغاز نظم شاهنامه ابومنصوری را به وسیله استاد طوس سال ۳۷۰ – ۳۷۱ هجری معلوم كرد.این كار بزرگ، خلاف آنچه تذكره نویسان و افسانه سازان جعل كرده اند، به امر هیچ یك از سلاطین، خواه سامانی و خواه غزنوی، انجام نگرفت بلكه استاد طوس به صرافت طبع، بدین مجاهدت عظیم دست زد و در آغاز كار فقط از یاوری دوستان خود و یكی از مقتدرین ایرانی نژاد محلی در طوس بهره مند شد كه نمی دانیم كه بود ، ولی چنانكه فردوسی خود می گوید او دیری نماند و بعد از او مردی دیگر، هم از متمكنان و بزرگان محلی طوس، به نام "حیی" یا "حسین" بن قتیبه ، شاعر را زیربال رعایت گرفت و درامور مادی، حتی پرداخت خراج سالانه، یاوری نمود، و مردی دیگر به نام "علی دیلمی" هم در این گونه یاوریها شركت داشت. اما اینان همه از یاوران و دوستان و بزرگان محلی طوس یا ناحیه طابران بودند و هیچ یك پادشاه و سلطان نام آوری نبودند. تذكره نویسان در شرح حال فردوسی نوشته اند كه او به تشویق سلطان محمود به نظم شاهنامه پرداخت . علت این اشتباه آن است كه نام محمود در نسخه موجود شاهنامه، كه دومین نسخه شاهنامه فردوسی است، توسط خود شاعر گنجانیده شد و نسخه اول شاهنامه ( كه منحصر بود به منظوم ساختن متن شاهنامه ابومنصوری ) ، موقعی آغاز شده بود كه هنوز ۱۹ سال از عمر دولت سامانی باقی بود و اگر فردوسی تقدیم منظومه خود را به پادشاهی لازم می شمرد ناگزیر به درگاه آل سامان، كه خریدار این گونه آثار بودند، روی می نمود نه به درگاه سلطانی كه هنوز روی كار نیامده بود. محمود تركزاد غزنوی نه تنها در ایجاد شاهنامه استاد طوس تأثیری نداشت بلكه قصد قتل گوینده آن، به گناه دوست داشتن نژاد ایرانی و اعتقاد به تشیع، را داشت .اتمام اولین نسخه شاهنامه: گفتیم كه فردوسی، مدتی پیش از به دست آوردن نسخه ی شاهنامه منثور ابومنصور محمد بن عبدالرزاق طوسی، در دوران جوانی و پیش از چهل سالگی، سرگرم نظم بعضی از داستانهای قهرمانی بود و بنا بر شرحی كه گذشت در حدود سال ۳۷۰ ۳۷۱ هجری نسخه شاهنامه منثور ابومنصوری را به یاری یكی از دوستان طوسی خود به دست آورد و به نظم آن همت گماشت، و پس از سیزده یا چهارده سال، در سال ۳۸۴ یعنی ده سال پیش از آشنایی بادربار محمود غزنوی، آن را به پایان رسانید. تاریخ مذكور درپاره ای از نسخ قدیمی شاهنامه دیده می شود.

در ترجمه ای كه فتح بن علی بنداری اصفهانی به حدود سال ۶۲۰ – ۶۲۴ از شاهنامه به عربی ترتیب داد، باز تاریخ ختم شاهنامه سال ۳۸۴ است.

به مـاه سفنـدار مـذ روز اَرد

سـرآمــد كنـون قصــه یـزد گــرد

بنـام جهـان داور كـرد گار

زهجرت سه صدسال وهشتاد و چار

مقایسه ترجمه البنداری با شاهنامه معمول ، این نكته را بر ما روشن می كند كه بسیاری از مطالب موجود در شاهنامه های متداول در آن ترجمه موجود نیست . از اینجا دریافت می شود كه نسخه مورد استفاده البنداری كوتاه تر و مختصرتر بود.
امضای lady bird
می‌دونی بهشت کجاست ؟

یه فضـای ِ چند وجب در چند وجب !

بین ِ بازوهای ِ کسی که دوسـتش داری!!!
۹-۱۰-۱۳۹۱ ۱۱:۴۳ صبح
مشاهده سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
ارسال پاسخ  ارسال موضوع 


موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
Rainbow چگونه تلفظ کلمات انگلیسی را در خود بهبود بخشیم baye 0 45 ۲۹-۴-۱۳۹۳ ۰۹:۵۵ عصر
آخرین ارسال: baye
  ترجمه متون darya_had 1 73 ۱۸-۴-۱۳۹۳ ۱۱:۱۶ صبح
آخرین ارسال: darya_had
  ترجمه تیترهای مطبوعاتی lady bird 22 1,451 ۲۱-۲-۱۳۹۳ ۰۲:۲۸ عصر
آخرین ارسال: lady bird
  لغات آیلتس (Contrast & comparison) lady bird 1 183 ۲۱-۲-۱۳۹۳ ۰۲:۲۵ عصر
آخرین ارسال: lady bird
  آموزش لغات تافل در قالب جمله lady bird 23 1,622 ۲۱-۲-۱۳۹۳ ۰۲:۲۴ عصر
آخرین ارسال: lady bird
  songs , lyrics , poems sama.r 16 887 ۹-۲-۱۳۹۳ ۰۱:۰۵ عصر
آخرین ارسال: sama.r
Lightbulb Abbreviations sama.r 4 182 ۹-۲-۱۳۹۳ ۰۱:۰۰ عصر
آخرین ارسال: sama.r
  Mythology sama.r 17 1,115 ۹-۲-۱۳۹۳ ۱۲:۵۶ عصر
آخرین ارسال: sama.r
  ﺟﻤﻼﺕ ﺭﺍﯾﺞ ﺯﺑﺎﻥ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﭼﻬﺮﻩ ﻇﺎﻫﺮﯼ - ﻣﻮ Physical appearance - Hair lady bird 0 176 ۱-۲-۱۳۹۳ ۱۱:۱۸ صبح
آخرین ارسال: lady bird
  کدوم از این لحظات از نگاه چارلی چاپلین رو دوست داری؟ sama.r 1 299 ۱۹-۱-۱۳۹۳ ۰۷:۵۶ عصر
آخرین ارسال: yalda.s

پرش در انجمن: