عمومجید
(لیسانس افتخاری انجمن )
لیسانس افتخاری انجمن
*

تاریخ عضویت: 2013-02-26
تاریخ تولد: مخفی (31 ساله)
زمان محلی: 2020-02-22 در 10:25 AM
وضعیت: آفلاین

اطلاعات عمومجید در تالار
تاریخ عضویت: 2013-02-26
آخرین بازدید: 2016-05-09, 07:33 AM 07:33 AM
ارسال‌ها: 320 (0.13 ارسال در روز | 0.26 درصد از کل ارسال‌ها)
(یافتن تمام موضوعاتیافتن تمام ارسال‌ها)
مدت زمان آنلاین بودن: 3 هفته, 2 روز, 7 ساعت, 9 دقیقه, 22 ثانیه
اعضای معرفی کرده: 0
اعتبار: 34 [جزئیات]

اطلاعات ارتباطی عمومجید
صفحه خانگی:
صفحه خانگی: http://telegram.me/arefanehhaa
ایمیل: ارسال یک ایمیل به عمومجید.
پیام خصوصی: ارسال یک پیام خصوصی به عمومجید.
ICQ Number: 0
AIM Screen Name:
Yahoo ID: majidsrttu@yahoo.com
MSN ID:
اطلاعات اضافی درباره عمومجید
مذکر / مونث: mozakar
دانشگاه : srttu
نام و نام خانوادگی :: مجید
علایق: 1.خلوت با عشقم/ 2.شطرنج، مکعب روبیک، ریاضی / 3.دو و میدانی
رشته تحصیلی: الکترونیک
نحوه اشنایی و عضویت : اتفاقی
ترم تحصیلی: فارغ 1 مهر 92
گوشی موبایل : انتخاب نشده
تیم باشگاهی مورد علاقه شما :: انتخاب نشده
مدال های من 1: .
مدال های من 2: .
مدال های من 3: .
مدال های من 4: .
مدال های من 5: .
مدال های من 6: .
محل زندگی: تهران
Bio: دعایت می کنم، گاهی دعایم کن!


دعایت می کنم، عاشق شوی روزی

بفهمی زندگی بی عشق نازیباست

دعایت می کنم با این نگاه خسته، گاهی مهربان باشی

به لبخندی تبسم را به لب های عزیزی هدیه فرمایی

بیابی کهکشانی را درون آسمان تیره شب ها

بخوانی نغمه ای با مهر

دعایت می کنم، در آسمان سینه ات

خورشید مهری رخ بتاباند

دعایت می کنم، روزی زلال قطره اشکی

بیاید راه چشمت را

سلامی از لبان بسته ات، جاری شود با مهر

دعایت می کنم، یک شب تو راه خانه خود گم کنی

با دل بکوبی کوبه مهمانسرای خالق خود را

دعایت می کنم، روزی بفهمی با خدا

تنها به قدر یک رگ گردن، و حتی کمتر از آن فاصله داری

و هنگامی که ابری، آسمان را با زمین پیوند خواهد داد

مپوشانی تنت را از نوازش های بارانی

دعایت می کنم، روزی بفهمی

گرچه دوری از خدا، اما خدایت با تو نزدیک است

دعایت می کنم، روزی دلت بی کینه باشد، بی حسد

با عشق، بدانی جای او در سینه های پاک ما پیداست

شبانگاهی، تو هم با عشق با نجوا

بخوانی خالق خود را

اذان صبحگاهی، سینه ات را پر کند از نور

ببوسی سجده گاه خالق خود را

دعایت می کنم، روزی خودت را گم کنی

پیدا شوی در او

دو دست خالیت را پرکنی از حاجت و

با او بگویی:

بی تو این معنای بودن، سخت بی معناست

دعایت می کنم، روزی

نسیمی خوشه اندیشه ات را

گرد و خاک غم بروباند

کلام گرم محبوبی

تو را عاشق کند بر نور

دعایت می کنم، وقتی به دریا می رسی

با موج های آبی دریا به رقص آیی

و از جنگل، تو درس سبزی و رویش بیاموزی

بسان قاصدک ها، با پیامی نور امیدی بتابانی

لباس مهربانی بر تن عریان مسکینی بپوشانی

به کام پرعطش، یک جرعه آبی بنوشانی

دعایت می کنم، روزی بفهمی

در میان هستی بی انتها باید تو می بودی

بیابی جای خود را در میان نقشه دنیا

برایت آرزو دارم

که یک شب، یک نفر با عشق در گوش تو

اسم رمز بگذشتن ز شب، دیدار فردا را به یاد آرد

دعایت می کنم، عاشق شوی روزی

بگیرد آن زبانت

دست و پایت گم شود

رخساره ات گلگون شود

آهسته زیر لب بگویی، آمدم

به هنگام سلام گرم محبوبت

و هنگامی که می پرسد ز تو، نام و نشانت را

ندانی کیستی

معشوق عاشق؟

عاشق معشوق؟

آری، بگویی هیچ کس

دعایت می کنم، روزی بفهمی ای مسافر، رفتنی هستی

ببندی کوله بارت را

تو را در لحظه های روشن با او

دعایت می کنم ای مهربان همراه

تو هم ای خوب من

گاهی دعایم کن

امضای عمومجید
یوسف می دانست تمام درها بسته هستند،اما به خاطر خدا حتی به سوی درهای بسته دوید... و تمام درهای بسته برایش باز شد؛ اگر تمام درهای دنیا به رویت بسته بود بدو! چون خدای تو و یوسف یکی ست...



یادداشت های کاربر

یادداشتی برای نمایش وجود ندارد